پیشیک
با دوست عزیزی دقایقی پیش داشتم تلفنی صحبت میکردم. در جمله صحبت هایمان همچنین قصد واگذاری گربه اش را به خانواده ای مهربان و دلسوز به من ابلاغ کرد. از من پرسید که آیا سراغ چنان خانواده و محفلی را دارم. این دوست من دلیل تصمیمش را بر این مبنی نهاد که به خاطر سفر های زیادی که میکند و غیره انصاف بر آن گربه نیست و فلان و بهمان...
به دوستم این میخواستم بگویم که سرنوشت تو را صاحب گربه ات کرده است و او را گربه تو. یک نگاه به چشمانش بیانداز و خواهی دید که حال که بر گشته ای همه چیز خوبست و محنت ایام جدایی فقط محک در خاطره تو است نه او...
به سلامتی دوستم واینکه سالم از سفر برگشت این یکی رامیاندازم بالا،
نوش...
....
و همچنین یادآور چند کلمه از نوشتار های زیبای خودش میشوم:
“گربه فقط يك مكمل است. مانند يك جرعه باده (نه به اين خوشخوراكي البته!!) يك شب درااااااااااااااااااااز غربت، يك لوح شيشهاي كامپيوتر در هجوم جنونآساي خاطرات ... اينجا فقط يك گربه است كه ميتواند مانند عزازيل مرشد و مارگريتا روي كي برد يا تخته كليد بجهد و خاطرات را مهار كند. سگ ولگرد هدايت و گربهي آندره مالرو و رخش رستم و اسب چوبك و موشهاي اشتاينبك و حشرهي كافكا و همه و همه مكمل يك تصويرند. تصوير تنهايي يك انسان. همين!”

8 Comments:
جالب بود!!
salam . // khers mehrban
به به خرس مهربان خودمان!
کجا بودی عزیز؟
خیلی ممنون که سر زدی.
Great article! Thanks.
Thanks for interesting article.
Nice! Nice site! Good resources here. I will bookmark!
I see first time your site guys. I like you :)
Excellent website. Good work. Very useful. I will bookmark!
Post a Comment
<< Home