Thursday, November 25, 2004

معمای گنگ هستی!

به نظر من از لحاظ مبدأ و منشأ من و شما و حتی صندلی که نشیمن مبارکتان بر آن متکی است تفاوت چندانی نداریم.

چون که از لحاظ ماهیت، در سطح اقل ذره ای، جز از فرا بافته های مختلف نوسان یک نیروی واحد "زی" (یعنی زیستن و این صحبت ها!) بیشتر نیستیم.

خوب، اون بالایی تئورم زیستی منه که امیدوارم مفهوم باشه. ولی اگه نیست یه خورده در مبحث فیزیکی کوانتوم مکانیکس مطالعه مروری بفرمایید و اگر خود را سهلاً اهل آن پیدا نمودید به احتمال زیاد منظورم را درک خواهید نمود!

و از آنانی که وقتشان تلف خواندن توضیح واضح شد هم البته معذرت میخواهم.

ولی این معمای زندگی ام بوده و هست که چرا، و چگونه نوسان؟!

شکرا که، در فقدان هر دلیل دیگری، وجود همان معما، بالطبعه لزوم جستجوی جوابی را ایجاد میکند که خود همان بهانه امتداد حیات است.

Monday, November 22, 2004

شجاعت برای مردن

خود کشی شهامت و شجاعت میطلبد.

به طبق آنچه که من از او میدانم صادق هدایت یکی از شجاع ترین حیوانات متفکر دوپا رونده است که در این گلوله خاک کثیف کهکشانی که زمینش مینامیم زیسته است.

البته درست است که بسی از عجز، بی تامل آن ره بی برگشت نخب نموده اند.

ولی در فقد دانش راستین این که چرا هستیم و چرا باید تحمل جرح هستی کنیم است که تامل بر اختیار وقف هستی بروز میکند.

همه مان باری و بارها در آن نقطه تامل بوده ایم، و یا خواهیم بود.

سؤال اینست که در لحظه تصمیم چگونه لزوم بقا به خود توجیه میکنیم...

Sunday, November 21, 2004

قر و قاطی کردن

بیشتر وقت ها قاطی کردن چیز ها نتیجه خوشایندی نداره.

ولی عزیزان امیدوارم از این میکس ترکی-هندی-انگلیسی که در وزن رپ اجرا شده لذت ببرید:

http://webpages.charter.net/frrkh/MustafaSanda&PanjabMC-Isyankar&Mirza.mp3

Monday, November 15, 2004

همه جا پرت و پلائیم

امشب همین جوری الکی رفتم و اسم فامیلی مونو گوگول کردم. باورم نمیشد چقدر ماها اینور و اونور دنیا پرت و پلائیم.
شاید روزی دور نباشه که بیشتر ماها تو برونمرز پیدا بشیم تا توی وطن!

از دختر بزرگم هم حدود یک ماهه که خبر ندارم. تلفن سیارش قطع شده حتما به خاطر نپرداختن آبونمان!
کون لقش... به تخمم هم نیست...

الان میفهمم اون شب که k-dada به بالینم اومد، فکر میکنم دوازده سالم بود، شبی که از دستش دلخور شده بودم و یه گریه زورکی تظاهراتی کرده بودم ( چندتاجعبه کبریت های خالی رو، که جمع کرده بودم واسه کاردستی، با دستش له کرد وقتی دنبال کبریت برای روشن کردن سیگارش میکرد!!) منو موقتا از خونه توی شب زمستونی بیرون انداخته بود و مدتی توی ایوون واستادم و مثل بید لرزیدم تا نمیدونم مامان یا فیروز یا کی بود که دوباره منو به خونه راه داد!
هیچی، تو رخت خوابم بودم که پدرم به سر بالینم اومد و مستانه گفت که اگه دویست تا هم مثل من هلاک بشن به تخمش نخواهد بود و یه چیزای دیگه در ردیف گه بودن اخلاق من و اینا!

حالا میفهمم پدر... راست هم میگفتی!

باری الان دیره و هنوز تمام داده های گوگول رو واسه اسم فامیلیمون فرصت نکردم که تموم کنم. ولی دو چیز جالب به یادم مونده:

یکی این عکس پل معروفه پدر بزرگ پدر بزرگمون تو شهر اجدادی مونه:



و دیگری اینکه یه فامیلمون به نام مهراب مقیم هندوستان که شغل قایقرانی داشت وسط یه تیر اندازی که ربطی به تخمش هم نداشت در سال 2000 جونشو به بقیمون داد...

روحش شاد و زت همگیتون زیاد...

Thursday, November 11, 2004

ضجه های آشنا

یکی از آهنگهای همیشه محبوب من master blaster استیوی واندر است. باور کنید دوستان که برای توجیه معنی اسم آهنگ دیری است که در زجر بوده ام. گرچه معنی هر دو کلمه را میدانم ولی عاجز از ارائه معنی در ترکیب فارسی شان هستم!
شاید بشود گفت که دراین مورد بخصوص master معنی "ابَر" را میدهد و چون blast معنیش انفجار است، با توجه به حال و ذوق آهنگ و خص روحانی خواننده کور این آهنگ،Stevie Wonder ، معنی اسم آهنگ یعنی master blaster شاید مترادف با "به بالای عرش افکن" باشد!!
اگر ترجمه بهتری میتوانید برای اسم و متن این آهنگ ارائه کنید، این گوی و این میدان. سراپا گوش و چاکرتان هم هستم.
ولی دلیل اصلی ام از انتخاب این آهنگ برای متن سخن آن ضجه هایی است که استیوی در آن میزند. به خدا که ضجه هایش برایم پرنفوذ تر در قلبم از هر روضه ناب شهدای کربلایی بوده است و هر بار شنیدنش اشک به چشمانم میاورد.
بشنویدش در اینجا:



Master Blaster

Everyone's feeling pretty
همه تو حالن...
It's hotter than July
از ژوئیه هم گرم تره
Though the world's full of problems
گرچه دنیا پر از مکافاته
They couldn't touch us even if they tried
نمیتونن بهمون گیر بدن حتی اگه هم سعی کنن...
From the park I hear rhythms
از توی پارک صدای ریتمشو میشنوم
Marley's hot on the box
(باب) مارلی از تو ضبط صوت داره غوغا میکنه
Tonight there will be a party
امشب بزمی خواهد بود
On the corner at the end of the block
دم گوشهء بلوکمون...

Didn't know you
چه میدونستم که
Would be jammin' until the break of dawn
تو تا فروغ صبح پای کوب خواهی بود
I bet nobody ever told you that you
شرط میبندم که هیچ کی بهت نگفته بود که
would be jammin' until the break of dawn
تو تا فروغ صبح پای کوب خواهی بود
You would be jammin' and jammin' and jammin', jam on
پای خواهی کوبید و،خواهی کوبید و، خواهی کوبید و، پای بکوب...

They want us to join their fighting
میخواهند که به رزم بپیوندیم
But our answer today
ولی جواب ما امروز
Is to let all our worries
اینست که بگذاریم دغدغه هایمان
Like the breeze through our fingers slip away
همانند نسیمی از لای انگشت هایمان بدر رود...
Peace has come to Zimbabwe
صلح آمدهاست به زیمبابوه
Third World's right on the one
جهان سوم بر یک درست است
Now's the time for celebration
حال وقت جشن است
'Cause we've only just begun
چون ما تازه اول کاریم...

Didn't know that you
نمیدانستم که تو
Would be jammin' until the break of dawn
تا فروغ صبح پای کوب خواهی بود
Bet you nobody ever told you that you
شرط میبندم که هیچ کی بهت نگفته بود که
Would be jammin' until the break of dawn
تو تا فروغ صبح پای کوب خواهی بود
You would be jammin' and jammin' and jammin', jam on
پای خواهی کوبید و،خواهی کوبید و، خواهی کوبید و، پای بکوب...
Bet you nobody ever told you that you
(We're in the middle of the makin's of the master blaster jammin')
(ما تو وسط ساخت بزن و بکوب مستر بلستریم...)
Would be jammin' until the break of dawn
I know nobody told you that you
(We're in the middle of the makin's of the master blaster jammin')
Would be jammin' until the break of dawn
We're jammin', jammin', jammin', jam on

You ask me am I happy
ازم میپرسی که خوشم؟
Well as matter of fact
خوب، اتفاقا
I can say that I'm ecstatic
میتونم بگم که تو ذوقم...
'Cause we all just made a pact
واسه اینکه تازه عهد کردیم ..
We've agreed to get together
توافق کردیم به هم بپیوندیم
Joined as children in Jah
همبسته همانند فرزندان "جاه"(جاه اسم خدا در مذهب راستافاریان جامائیکا است)
When you're moving in the positive
وقتی که به جهت مثبت پیش میروی
Your destination is the brightest star
مقصدت افروزترین ستاره است

You didn't know that you
(We're in the middle of the makin's of the master blaster jammin')
Would be jammin' until the break of dawn
I bet you nobody ever told you that you
(We're in the middle of the makin's of the master blaster jammin')
Would be jammin' until the break of dawn
Oh, Oh, Oh, Oh, Oh, you
(We're in the middle of the makin's of the master blaster jammin')
Would be jammin' until the break of dawn
Don't you stop the music, oh no,
(We're in the middle of the makin's of the master blaster jammin')
Na, na na...

Wednesday, November 03, 2004

ذبح اسلامی



آخر کجا رفت رئفت؟
کجا رفت رحم؟
کجا رفت یک جو خصلت؟
کی بود که معنی رحمن رحیم مثل سر قربانیان جلادان مسلمان نما از معنی الله بریده شد؟

دوستان، اگر ظرفیتش را ندارید بر صحنه ذبح اسلامی جوان بدبخت ژاپنی که کسی را نداشت که جان او را بخرد کلیک نکنید.

ذبح اسلامی یک جوان ژاپنی